عماد الدين حسن بن علي الطبري
151
كامل بهائى ( فارسي )
خاطر نيست بدين بازى من برخاستم و دست بر دوش رسول نهادم و تفرج آن رقص مىكردم رسول سه نوبت گفت يا عايشه آيا سير شدى من گفتم نه و مقصودم آن بود كه تا منزلت خويش نزد رسول بدانم ناگاه عمر درآمد و خلق جمله برميدند و متفرق شدند رسول گفت بدرستى كه من نظر مىكنم به شياطين جن و انس كه از عمر مىگريزند . الجواب ، رسول گفت : ان اللّه يحب السهل الطلق « 1 » ، و همچنين گفت : اول ما وضع فى الميزان ، الخلق الحسن « 2 » ، و اللّه تعالى رسول را منت نهاد به خلق حسن حيث قال : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ( قلم 4 ) و درشتخوئى از صفات ذميمه نهاد . و رسول گفت : ان اللّه يبغض العفريتة ، النفريتة « 3 » . پس معلوم شد كه بندگان خداى را خوش خلق خواند نه درشتخو بلكه درشتخوئى صفت اهل دوزخ است ، و دليل بر كذب اين حديث قول رسول است « ان الشيطان ، يجرى من ابن آدم مجرى الدم » « 4 » زيرا كه عمر به ضرورت ملك نبود و پرى و ديو نبود بلكه آدمى بود پس بايد كه شيطان از وى نگريزد خاصه بر مذهب سنيان شيطان و وسوسهء جمله پيغمبران كرد و حاشا از اين اعتقاد . و مخالف گويد كه رسول گفت : ان اللّه يغال للمؤمن ، فليغر « 5 » . بدرستى كه خداى غيرت مىكند از براى مؤمن پس بايد كه مؤمن خود غيرت كند ، و نيز گفت « الرب غيور » « 6 » پروردگار غيور است و همچنين گفت : ان سعدا لغيور ، انا اغير منه ، و اللّه اغير منا ، و من غيرته حرم الفواحش « 7 » بدرستى كه سعد غيور است و من از وى غيورترم و خداى غيورتر و از غيرت اوست كه فواحش را حرام گردانيد . كدام عاقل روا دارد كه زن خود را گويد بيا نظاره كن و چشم به مردان بيگانه افكن و به معصيت مشغول شو باللّه العظيم كه اگر اين نوع چيزها به فاسقى ، جلفى ، ادنى الناس ، رندى ، قلاشى ، نباشى حواله كنند هم زشت باشد خاصه بر رسول .
--> ( 1 ) - نهج الفصاحه 1 / 484 ج 2951 با تفاوت اندك ( 2 ) - نهج الفصاحه 1 / 248 ح 1467 بجاى وضع لفظ يوزن آمده است . ( 3 ) - سند اين روايت را پيدا نكرديم ( 4 ) - نهج الفصاحه 1 / 524 ح 3205 ( 5 ) - نهج الفصاحه 2 / 731 ح 4524 با اندك تفاوت ( 6 ) - نهج الفصاحه 2 / 731 ح 4521 با اندكى تفاوت ( 7 ) - احياء العلوم غزالى 1 / 26 و طرائف سيد بن طاووس بنا به نقل حديقة الشيعة 1 / 313